دوستان عزیز، حالا به یکی از زیباترین و شگفتانگیزترین بخشهای این مجموعه جهانی رسیدهایم: چشمانداز باغ به دریاچه مصنوعی عباسآباد. این دریاچه مثل نگینی درخشان در جنوب باغ مرکزی میدرخشد و منظرهای چنان رویایی خلق کرده که هر بازدیدکنندهای را برای همیشه مجذوب خود میکند. این دریاچه هیچگاه طبیعی نبوده؛ شاهکاری است از نبوغ مهندسی دوران شاه عباس کبیر. با ساخت سد تاریخی در بخش غربی (سمت راست)، آب چشمههای بالادست مانند قوریچشمه و سرچشمه جمعآوری و در این حوض بزرگ ذخیره شده است. قبل از اینکه چند عکس بهیادماندنی با این چشمانداز زیبا بگیرید، بیایید نگاهی به جذابیت تاریخی و معماری آن داشته باشیم.
وسعت دریاچه حدود ده هکتار است. در فصل پرآبی، بهویژه بهار که برفهای البرز آب میشود و بارانهای فراوان میبارد، عمق آن در نقاط مرکزی به بیش از ده متر میرسد و گاهی حتی به نزدیک هجده متر نزدیک میشود. ظرفیت نگهداری آن حدود ششصد هزار متر مکعب آب است. سد تاریخی با طول تاج حدود صد متر، ارتفاع تقریبی بیست متر از پی، عرض پایه بیست متر و عرض تاج هشت متر ساخته شده. مصالح آن سنگ، آجر و ملات ساروج ضدآب سنتی است. شگفتانگیزتر اینکه این سد پس از چهارصد سال هنوز فعال است و آب را برای آبیاری شالیزارهای روستاهای مجاور فراهم میکند. این خود بهترین گواه پایداری و هوشمندی فوقالعاده صفویان در مدیریت منابع طبیعی به شمار میرود.
متاسفانه، تاج سد امروز به عنوان جاده و مسیر تردد استفاده میشود. شما میتوانید با خیال راحت روی آن قدم بزنید، باد خنک جنگل را بر صورت خود حس کنید و از بالا به تمام منظره بنگرید. دریاچه با دیواری سبز از درختان انبوه احاطه شده است. آرامش دریاچه، آواز پرندگان و نسیم دلانگیز مازندران اینجا فضایی جادویی و آرامشبخش میسازد که نفس را در سینه حبس میکند.
حالا نگاه خود را به مرکز دریاچه بدوزید. بقایای یک بنای آجری چهارطاقی را میبینید که مانند جزیرهای کوچک از دل آب سر برآورده است. این همان چشمه عمارت یا عمارت مرکزی است؛ نماد اصلی و شناختهشدهترین بخش این میراث جهانی یونسکو. این بنا بر پایه هشت جرز پیرامونی و یک جرز مرکزی ساخته شده که هر کدام تقریباً چهار در چهار متر هستند. این جرزها روی سکوئی محکم قرار گرفتهاند و با آجر و ملات ساروج ساخته شدهاند؛ مصالحی که چهار قرن در برابر رطوبت شدید و فشار آب دوام آورده است.
بخش داخلی عمارت احتمالا هیچگاه کاربری خاصی نداشته، چراکه همیشه زیر آب بوده است. در زمان شاه عباس، سطح بالای این بنا بستر یک عمارت چوبی سبک با سقف سفالی بوده است. بنابراین، عمارت نقش یک جزیره مصنوعی را در میان این دریاچهی بینظیر ایفا میکرده. کوشکی کوچک و زیبا برای استراحت، تماشای منظره جنگل و دریاچه، یا برگزاری بزمهای سلطنتی روی سقف آن ساخته شده بود. حوضچهای هم روی سقف عمارت قرار دارد و مازاد آب از چهارطرف به دریاچه سرریز میکرده تا همیشه موسیقی آب در اینجا برقرار باشد. قرنها پیش، شاه عباس و اطرافیانش از اینجا لذت میبردند. دسترسی به این کوشک از طریق پلی چوبی اسکلهمانند از ساحل شمالی، یعنی از باغ مرکزی، ممکن بوده است؛ اما آن پل در گذر زمان و به دلیل فرسایش و فراموشی باغ از بین رفته و امروز اثری از آن باقی نمانده است.
نکته بسیار هیجانانگیز این است که در فصل پرآب، کل بنا زیر آب میرود و تنها سقف آن بیرون میماند؛ درست مانند یک جزیره شناور جادویی در میان دریاچه. برخی پژوهشگران معتقدند این چهارطاقی در ابتدا برای تقویت و مقاومسازی سد ساخته شده بود. برخی دیگر معتقدند جرز مرکزی مشبک آن نقش صافی آب یا تخلیه اضطراری را نیز ایفا میکرده و تنها تنها کاربری تفریجی نداشته است. در هر صورت، این ترکیب بینظیر دریاچه، سد و عمارت میانی، عباسآباد را به یکی از منحصربهفردترین باغهای ایرانی تبدیل کرده؛ جایی که مهندسی دقیق با زیبایی خیرهکننده طبیعت در هم آمیخته و شاهکاری بیهمتا خلق شده است.
دوستان گرامی، لحظهای اینجا بایستید. به این جزیره کوچک نگاه کنید. صدای طبیعت را گوش دهید. تصور کنید چهار قرن پیش، شاه عباس کبیر روی همین عمارت نشسته، از این منظره نفسگیر لذت میبرده و فوارهای کوچک از چشمههای بالادست، حوض مرکزیاش را پر میکرده است. دریاچه و چشمه عمارت فقط یک منظره زیبا نیستند؛ قلب زنده این مجموعه جهانیاند. جایی که تاریخ، طبیعت و نبوغ انسانی در هم تنیده و آرامشی عمیق و فراموشنشدنی به شما هدیه میدهند.
اینجا میراث جهانی یونسکو است؛ بخشی از هویت فرهنگی بشریت که باید با احترام و مسئولیتپذیری بازدید شود. لطفاً در حفاظت از آن سهیم باشید: زباله نریزید، از مسیرهای تعیینشده خارج نشوید، به درختان و بناها دست نزنید و اجازه دهید این شاهکار چهارصدساله برای نسلهای آینده نیز بماند. از این زیبایی بینظیر لذت ببرید و اجازه دهید خاطراتی ماندگار و ارزشمند از این میراث جهانی در دلتان حک شود.







